جلوی همه وایسادم که فردا برم دانشگاه...
فکر نمیکنم کسی از دوستام بیاد
اما فکر کنم مثل همیشه نگام دنبالت بگرده بازم....
همونجای همیشگی...
همونجایی که از وقتی بی ماشین شدی منتظرم می ایستادی...
همونجا کنار هایپر و اون خونه خوشگله...
نمیتونم نگامو از اونجا بگیرم....
فردا میرم که کسی حال خرابم رو نبینه....
که ندونن چقدر مشتاق دیدنتم و تو اصن تو این شهر نیستی...
برچسب:
نویسنده: سام حسینیپور